تبليغاتX
تنهای دو عالم


تنهای دو عالم

رفت

رفت و منو تنها گذاشت با كوله بار خستگي-

گم شدم و تنها شدم تو كوره راه زندگي

رفت و نگاهي ام نكردبه اين مسافر غريب

كه بعد اون چه ميكشه از اين همه درد و فريب

رفت و نگامو نديد كه غرق بارونو غمه

از اين همه درد هرچي بگم بازم كمه

رفت و بازم تنها شدم با خاطرات بچگيم

با يك بغل شعرو غزل كه گم شده تو زندگيم

رفت و كتاب عشقمو زير غبار روزگار

از ياد اون رفت و حالا منم اسيرو بي قرار

رفت و كبوتراي عشق واسش بهونه ميگيرن

گلاي باغ زندگيم از غم هجرش ميميرن

رفت و نگفت كه كي مياد نگفت بي يادم ميمونه

اما دل ساده من باز اونو عاشق ميدونه.









قسم به چشمات بعد از این جز تو گلی بو نکنم

جز به تو و به خوبیات به هیچ کسی خو نکنم

قسم به اسمت که تو رو تنها نذارم بعد از این

اسم تو رو داد می زنم تا دم دمای آخرین

قطره به قطره خونم و یک جا به نامت می کنم

دلخوشیهای دنیا رو خودم به فالت می کنم

می برمت یک جای دور می شم واست سنگ صبور

برات یه کلبه می سازم پر از یک رنگی پر نور

روح و دل و جون و تنم، نذر نگاهت می کنم

دنیاها رو فدای اون چهره ماهت می کنم






 
نویسنده: حسین و ... ׀ تاریخ: پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

تنها


هم آغوش بهار بودم با شکوفه های صورتی و جوانه های سبز و ترنم شبنم

روزگارم خوش بود مثل تمام مرغ عشقهای رنگی

اما نمیدانم آفتاب سوزان کدام فصل مرا به زردی کشاند

و اکنون در بستر سرد برفها آرمیده ام

آرزوهایم همه سفید و ............

 

من را به غیر عشق به نامی صدا نکن

غم را دوباره وارد این ماجرا نکن

بیهوده پشت پا به غزلهای من نزن

با خاطرات خوب من اینگونه تا نکن

موهات را ببند دلم را تکان نده

در من دوباره فتنه و بلوا به پا نکن

من در کنار توست اگر چشم وا کنی

خود را اسیر پیچ و خم جاده ها نکن

بگذار شهر سرخوش زیبائیت شود

تنها به وصف آینه ها اکتفا نکن

امشب برای ماندنمان استخاره کن

اما به آیه های بدش اعتنا نکن....

 

نویسنده: حسین و ... ׀ تاریخ: جمعه یکم شهریور 1387 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

خدایا من تنهام

 من تنهام

دو دستم ساقه سبز دعایت
گـل اشـکم نثـار خاک پایـت

 

دلم در شاخه یاد تو پیچیـد
چو نیلوفر شکفتـم
در هوایت

 

به یادت داغ بـر دل مـی نشانـم
زدیده خون به دامن می فشانم

 

چو نــی گر نالم از سوز جـدایـی
نیستان را به آتش می کشانم

 

به یادت ای چـراغ روشـن مـن
ز داغ دل بسوزد دامـن مـن

 

ز بس در دل گل یادت شکوفاست
گرفتـه بـوی گـل پیــراهن مـن

 

همه شب خواب بینم خواب دیدار


دلـی دارم دلـی بـی تـاب دیدار

 

تو خورشیدی و من شبنم چه سازم
نه تـاب دوری و نه تاب دیــدار

 

سـری داریـم و سـودای غـم تـو
پـری داریـم و پــروای غم تـو

 

غمت از هر چه شادی دلگشاتـر
دلـی داریـم و دریــای غم تـو

  

بچه ها خیلی دلم گرفته  این دفعه دیگه واقعاً تنهام

هیشکی نیست منو از تنهایی در بیاره؟

اینبار دیگه میخوام  از خودم بنویسم

 

الان که دارم اینا رو مینویسم دلم گرفته میخوام یکی باشه که سرمو رو شونه هاش بذارم  و زار زار گریه کنم  ولی حیف که من همیشه باید تنها باشم

قاصدک غم دارم..غم آوارگی و در بدری... غم تنهایی و خونین جگری. آه قاصدک همه مرا از خویش می رانند٫همه دیوانه ترین می خوانند. دار و ندار من غم است٫ مهد گهواره من ماتم است٫ آه قاصدک غم دارم٫غم به اندازه سنگینی عالم دارم

خدایا منم که امشب داد میزنم پس واسه یه بارم که شده  حرفامو بشنو                           خدایا من تنهام

 

 

عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلکه نداشتن کسي است که الفباي دوست
           
داشتن را برايت تکرار کند و تو از او رسم محبت بياموزي.

 

دست خودم نیست اگه قلبم بی قراره بارون اشکام به روی گونه می باره دست خودم نیست اگه دست و پام می لرزه آخه این بودن با تو به همه دنیا می ارزه دست خودم نیست توی هر حواب شبانه صورت ماهت همیشه توو رویا هامه دست خودم نیست نمی تونم بی تو باشم دنیارم به من ببخشن نمیشه از تو جدا شم واسه موندن در کنارت داره میمیره دلم تو فقط راه نجاتی تویی حل مشگلم واسه بودن در کنارت داره میمیره دلم تو فقط راه نجاتی تویی حل مشگلم تو ای آرامش من تو تنها خواهش من تو لبریزی از احساس تن برگ گل یاس تو زیبا مثل الماس دل من پیشت زندون بی تو زندگیم ویرونه طاقت غمی ندارم بی تو از جهان بیزارم واسه موندن در کنارت داره میمیره دلم تو فقط راه نجاتی تویی حل مشگلم واسه بودن در کنارت داره میمیره دلم تو فقط راه نجاتی تویی حل مشگلم واسه موندن در کنارت داره میمیره دلم تو فقط راه نجاتی تویی حل مشگلم واسه بودن در کنارت داره میمیره دلم تو فقط راه نجاتی تویی حل مشگلم اگه قلبم بی قراره بارون اشکام به روی گونه می باره دست خودم نیست اگه دست و پام می لرزه آخه این بودن با تو به همه دنیا می ارزه دست خودم نیست توی هر حواب شبانه صورت ماهت همیشه توو رویا هامه دست خودم نیست نمی تونم بی تو باشم دنیارم به من ببخشن نمیشه از تو جدا شم واسه موندن در کنارت داره میمیره دلم تو فقط راه نجاتی تویی حل مشگلم واسه بودن در کنارت داره میمیره دلم تو فقط راه نجاتی تویی حل مشگلم تو ای آرامش من تو تنها خواهش من تو لبریزی از احساس تن برگ گل یاس تو زیبا مثل الماس دل من پیشت زندون بی تو زندگیم ویرونه طاقت غمی ندارم بی تو از جهان بیزارم واسه موندن در کنارت داره میمیره دلم تو فقط راه نجاتی تویی حل مشگلم واسه بودن در کنارت داره میمیره دلم تو فقط راه نجاتی تویی حل مشگلم واسه موندن در کنارت داره میمیره دلم تو فقط راه نجاتی تویی حل مشگلم واسه بودن در کنارت داره میمیره دلم تو فقط راه نجاتی تویی حل مشکلم

حالا میخوام ببینم هیچ کس تو این دنیا هست که بتونه طلسم تنهایی منو بشکنه؟

 

میخواهم زندگیم را با رنگ سیاه بنویسم.....
با خط دل بنگارم
و با کلام عشق آغاز کنم
که شاید اینبار در این جاده تاریک سیاه
بتوانم تنها با نور عشق زندگی کنم.......

 

من منتظرتونم پس دلمو نشکونید

 

نویسنده: حسین و ... ׀ تاریخ: جمعه یازدهم مرداد 1387 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

روز پدر

ميلاد با سعادت مولي متقيان حضرت علي ابن ابي طالب (ع) و روز پدر بر تمامي شيعيان جهان و خصوصاً دوستان عزيز فرخنده و مبارک باد

*******


بيا آينه دل منجلي کن
درون سينه ات را صيقلي کن
                                 بزن قفلي به درب خانه دل
                                کليدش را به نام يا علي کن

 

باباهای گل روز همتون مبارک

 

نویسنده: حسین و ... ׀ تاریخ: چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

تولد

ببخشید چند روزی نبودم

راستی یکشنبه روز تولدم بود

 

ببخشید اگه دیر دعوتتون کردم

 

اینم کیک

 

نویسنده: حسین و ... ׀ تاریخ: سه شنبه هجدهم تیر 1387 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

مرگ من

مرا در قبر سیاهی بگذارید تا همه بدانند در سیاهی ترین تاریکی ها جان باخته ام.

هر گاه در جای قبر من تردید داشتید قطعه سنگی را از کوه بغلتانید هر جا آرام

 گرفت بدانید آنجا قبر من است.

دستانم را از تابوت بیرون بگذارید تا همه بدانند به آنچه خواستم نرسیدم.

چشمانم را باز بگذارید تا همه بدانند تا آخرین لحظه چشم انتظار مانده ام.

موهایم را پریشان بگذارید تا همه بدانند در این دنیا هیچ امید و آرزویی نداشتم.

بوته گلی وحشی در تابوتم بگذارید تا به جای معشوقم همراهم باشد.

تکه یخی روی قلبم بگذارید تا با تابش آفتاب،آب شود و به جای عزیزم برایم بگرید.

 

اشتباهي كه يك عمر پشيمانم از آن
اعتمادي است كه بر مردم دنيا كردم

 

نویسنده: حسین و ... ׀ تاریخ: جمعه هفتم تیر 1387 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

بیا...

   بیا   دلدار  زیبایم،  دمی  با  من  به  سر  کردن

           به حال بی قرار  خود،به خوش روئی نظر کردن

 

           ندارم  بی   تو  آرامش،  بیا  آرام    جانم   باش

           نمی ارزد  همه  دنیا، به یک دم بی تو سر کردن

 

           اگر مهر و  وفا  داری،  وفا  داری  نما  بر  من

           که همچون شمع می سوزم،ز دود من حذر کردن

 

           فراقت  می کشد  ما  را، تحمل  تا  به  کی  آخر

           بیاید  قاصدک  روزی، ز  حال  تو  خبر  کردن

 

           کدامین  نقطه  می خوابی، ببویم جای خوابت را

           به  دنبال  سرت  آخر، همه  عمرم  سفر کردن

 

           وصالت  می شود  بر ما،  میسر ای نگار من؟

           اگر  گردد  نمی دانم، ولی  خون  جگر  کردن

 

            شبی در خواب خود دیدم،تو می آئی به  بالینم

            در این رویا قدومت را،پر از درّ و گهر کردن

 

            کدامین  شب تو می آئی، کدامین  لحظه عمرم؟

            شود روشن دو چشم من،به سیمایت نظر کردن

 

            تو می آئی ولی آن دم،که من خوابیده در خاکم

            بگیرد   دامنت  آهم، ز آه  من   حذر    کردن 



 

نویسنده: حسین و ... ׀ تاریخ: یکشنبه دوم تیر 1387 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

تنهایی

شب یلدای من ، شب دوری من
شب غم و تنهلیی من
شب عشق ، شب ...ا

خداوندا ، تو می دانی چه تنهایم
تو می دانی سکوتم را چه فریادم
پر از عشقم ، پر از دردم
چه کنم که با دردم آرامی ندارم
این درد همان دردیست که درمان آن را طبیبان هم ندانند
خداوندا خداوندا ... ا
شب یلدای من پایان ندارد
رهایم کن از این صحرای دوری ...ا

شب یلدای من پایان ندارد...!

 



خداوندا خداوندا ... ا

یک زن از این دنیا ، عشقه نیازش
خدا اونو ساخته از جنسه سازش
عشقِ همسر عشقِ مادر
مَرامِشه نوازش

یک زن رازِ آسمونه
یک زن نورِ کهکشونه
یک زن لطفِ آشیونه
حرفش حرف دل و جونه ، تو خونه

نازک دلِ یک زن
سنگِ صبوره
درمون هر دردش اشکهای شوره
اگه یک کوه غم و درده ، ولی پر از غروره

با کمک اندیشه هام ، نامه نوشته به خدام
پرسیده بودم که چرا، نازک دل آفرید زن را؟
خدا با ناله نسیم ، یه شب جوابمو رسوند
وجود زن اگه نبود ، کارش نیمه تموم میموند

-------------------------------------------------------------       


نویسنده: حسین و ... ׀ تاریخ: جمعه سی و یکم خرداد 1387 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

بیا...

بیا که تا نفسی هست یار هم باشیم          به غنچه های محبت بهار هم باشیم
...................................................
     آزمودم زندگی دشت غم است         شادیش اندوه و عیشش ماتم است
...................................................
در میان جمع مردان یا همیشه مرد باش       یا دم از مردی مزن یا یکسره نامرد باش
...................................................
بمیرم من واسه اون دلشکسته         که چون من خیری از دنیا ندیده
...................................................
خنده ی تلخ من از گریه غم انگیزتراست      کارم از گریه گذشته به خودم میخندم
...................................................

دست نوشته هایی از هم خدمتی عزیزم   امیر مرشدی 

 بوشهر - شهرستان دشتستان - بخش بوشکان - روستای طلحه

نظر یادت نره ...

در دادگاه عشق ... قسمم قلبم بود وکیلم دلم و حضار جمعی از عاشقان و دلسوختگان ، قاضی نامم را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام کرد و سپس محکوم شد به تنهایی و مرگ کنار چوبه دار از من خواستند  تا آخرین   خواسته ام را بگویم و من گفتم : به تو بگویند ... دوستت دارم .

-----------------------------------------------

نویسنده: حسین و ... ׀ تاریخ: چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

عشق

 

 

 

 

 

نویسنده: حسین و ... ׀ تاریخ: پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

تنهایی

 

کاشکی آدما معنی واقعی تنها بودن را می فهمیدن اونوقت حتماً به این فکر می افتادند که خدا تنهاست و فقط ما رو داره اونوقت یادشون می اومد وقتی کسی تنهاست و فقط یک نفر را داره اون یک نفر واسش خیلی مهمه.دوست داره اون یک نفر همیشه باهاش باشه و از همه مهمتر بهترین باشه واسش اونوقت واسه کسی که دوسشون داره…واسه کسی که به خاطر عشقش به اونا خلقشون کرده واسه کسی که می خواد فقط به یادش باشن…واسه کسی که می خواد فقط به یادش باشن…واسه کسی که فقط اونارو دار

نویسنده: حسین و ... ׀ تاریخ: پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

چرا تنهام گذاشتی؟

 

امهربانم مهربان دیگریست


باجهان بیگانه ام تااوازان دیگریست


بس که چون شیدادلان درجستجوی اوشدم


بی نیاز ازمن شده درارزوی دیگریست

نویسنده: حسین و ... ׀ تاریخ: پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

هیچکس


این روزها آهنگ های زیرزمینی یا همان رپ در میان جوانان دست به دست می شود و به سرعت در میان این خیل عظیم منتشر می شود. این ازدیاد به دلیل توفیق خوانندگان این نوع موسیقی است که در میان جوانان داخلی پیدا کرده اند تا تازگی این نوع سبک آن هم به زبان فارسی برجذابیت آن موثر باشد.

اما در این بین یکی از همین خوانندگان که بیشتر از بقیه مورد توجه قرار گرفته، شخصی است به نام «هیچکس» که تقریبا شناخته شده ترین به اصطلاح خواننده رپ فارسی است.هیچکس یا گروه 021 دیگر نامی است که از این خواننده رپ در میان طرفدارانش شناخته شده تر است.

به گزارش صف نیوز «هیچکس» یا همان سروش لشکری دانشجوی رها کرده رشته زبان انگلیسی واحد گرمسار است که به عنوان تنها فرزند ذکور یک خانواده 5 نفره ساکن منطقه ونک تهران، بیشتر از بقیه خوانندگان موسیقی رپ در میان جوانان مورد اقبال قرارگرفته است.

لشکری که متولد 1364 است تا 2 سالگی در آلمان زندگی می کرد. پدر سروش که اصلیتا همدانی است مالک کارخانه ای در اصفهان است تا وضع مالی خوب پدر دلیلی باشد بر اینکه وی با تاسیس استادیو ضبط موسیقی نسبتا مجهزی در تهران و اجاره آن به دیگر هم کیشانش مشغول ضبط انواع موسیقی رپ فارسی باشد.

براساس همین گزارش به تازگی سروش لشکری یا همان «هیچکس» به اتهام ترویج و انتشار موسیقی بدون مجوز از سوی دادگاه فراخوانده شد تا با افتتاح پرونده ای با تامین قرار وثیقه ای به مبلغ 5 میلیون تومان و به قید تعهد نسبت به عدم خواندن موسیقی رپ بدون مجوز تا زمان تشکیل دادگاه آزاد باشد.

لشکری با وجود داشتن خانواده ای مذهبی برخلاف عقیده و میل خانواده خود با عنوان پدر رپ فارسی به کار خود ادامه می دهد و تا جایی پیش رفته که با چندین رسانه خارجی از جمله بی بی سی فارسی و صدای آمریکا به مصاحبه پرداخته است.

سروش لشکری از نظر نسبت فامیلی رابطه ای نیز با آزاده خلبان، سرلشکر لشکری با سابقه ترین آزاده در بند اسارت نیروهای بعثی عراقی دارد تا از این نظر نیز منحصر به فرد باشد.

لشکری با داشتن سودای میلیارد شدن به تازگی برنامه های خود را برای خروج از کشور و ادامه فعالیت خوانندگی خود در آنسوی آبها دنبال می کند اما نداشتن کارت پایان خدمت تا این لحظه مانع تحقق آرزوهایش شده است.

بر اساس همین گزارش پدر سروش که به مرز 60 سالگی رسیده است شاید تنها دلیلی باشد که به معاف شدن وی از اعزام به خدمت سربازی و دریافت کارت پایان خدمت باشد.

 

نویسنده: حسین و ... ׀ تاریخ: یکشنبه دوازدهم خرداد 1387 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

عشق

آهنگی از سروش هیچکس حتما دانلودکنیدبه نام مایک مشت سربازیم

دانلود


من از خدا خواستم،
نغمه هاي عشق مرا به گوشت
برساند تا   لبخند مرا
هرگز فراموش نكني و
ببيني كه سايه ام به
دنبالت است تا هرگز
نپنداري تنهايي.
ولي اكنون تو رفته اي ،
من هم خواهم رفت
فرق رفتن تو با من اين
است كه من شاهد رفتن تو هستم

 


اگه بگي ديگه دوستم نداري جوجه مي شم مي رم توي باغچه اينقدر جيك جيك ميكنم تا پيشي بياد منو بخوره.

چشماتو دايورت كردي رو دلم هيچي نگفتم  حداقل از رو ويبره درش بيار تا اينقدر دلم رو نلرزوني ....


گفتم نرو ولی رفت ومنو......................

نویسنده: حسین و ... ׀ تاریخ: شنبه یازدهم خرداد 1387 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀


© All Rights Reserved to tanhaye-alam.Blogfa.com / Theme by:
iTheme